ميخوام يكم از روابط قبلترمون بگم.. مثلا اونروز كه مريض شدم صبحش قرار بود بريم يوني . بعد اون تو حي پي پنج نفرمون همه رو تگ كرد و پرسيد كجايين الّا من!! انقد بهم برخووورد! ميخواستم عكس سِرُمم رو بفرستم تو گروه ديگه نفرستادم! استورى اينستا كردم! كه بعد تو جي پي پرسيده بود نگين چي شده؟ يعنى نه تنها همونجا يا تو خصوصي احوالمو نپرسيد كه همونجام كه پرسيد از بقيه پرسيد نه از هودم!بعدم كه جريان اون قرارشون با بچه ها سر تنظيم پيش اومد و منم رفتم اعلام كردم كه جوابارو اينجا نفرستيد من استفاده نميكنم! كه بالاخره اومد پي وي و باهام حرف زد. وقتي برا جوگير چتمونو فرستادم كفش بريده بود. فك كنم تعجب كرده بود ازون همه جديت و اينكه هي تاكيد داشت واسش مهم بوده ناراحت نشي! يا مثلا عكس منو ميخواس بفرسته ميفرستاد برا جوگير كه اون به من بده . همه اينا ناراحتم ميكرد. لست سينش برا من ريسنتلي بود و هست هنوزم برا جوگير بازه!
ماجراهاي امروز سه شنبه رو هم فردا ميگم
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن ۱۳۹۵ساعت 0:0 توسط یکی |
برچسب:
نویسنده: آدرین رحیمی
تاريخ: دوشنبه
6 شهريور
1396 ساعت: 18:07